حداکثر زمان بارگذاری وبلاگ در بار اول حدودا 2 تا3 دقیقه است.ولی در دفعات بعدی زمان بارگذاری بسیار کمتر خواهد بود...
مسائل عجيب علمی و نجومی
مسائل عجيب علمی و نجومی
»
به وبلاگ مسائل عجيب علمی و نجومی خوش آمديد
امیدوارم با ورود به وبلاگ ساینس بر معلومات شمااضافه شود برای اطلاع از آخرین مطالب جدید به بخش "عضویت" مراجعه کنید . پس از عضویت در خبرنامه بعد از هر بار بروز شدن مطالب وبلاگ ، ایمیلی از طرف وبلاگ به صندوق پستی شما ارسال میشود .
موفق و پیروز باشید
»
جستجو(غیرفعال)
»
عضویت در خبر نامه
»
لوگو
»
نظر سنجی
»
آمار وبلاگ
آمار بازديدها:
بازديد هاي امروز : 3
بازديد هاي ديروز : 26
بازديد هاي این ماه : 57
كل مطالب : 98
كل بازديد ها : 26476
ايجاد صفحه : 0.140625
ثانیه
در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد
دوشنبه، 18 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت
- 1:30 PM
ايران دوستان ، بپاخيزيد!
سلام به دوستان عزیزم. از دیر کردم عذر میخوام.درگیر کنکورم.ایشاله بعد کنکور میام با دست پر.اومدم اینو بگم که من اصلا فرد سیاسی نیستم.اما دوستان کاری به جایی رسوندن که منم احساس خطر کردم .به عنوان یه قطره ناچیز از دریای بزرگ ایران.به سرسبزی بیاندیش ایرانی...
چرا وقتي روي برف راه ميرويم ''قرچ قرچ'' صدا ميكند؟ ابر زماني ايجاد ميشود كه هوا سرد باشد، هر چه ارتفاع بيشتر باشد به همان نسبت نيز سردتر و فشار كمتر است وقتي هوا سرد ميشود بايد "خشك تر" هم بشود زيرا ظرفيت ذخيرهسازي رطوبت در آن كاهش مييابد، پس هواي سرد با سردتر شدن، رطوبت خود را نيز از دست ميدهد، اما چگونه؟
بخار آب موجود در هوا در اثر سرد شدن مايع ميشود و به صورت باران ميريزد و در صورت سردتر شدن جامد ميشود، بلورهاي ايجاد شده (يخ) در ابتدا ابعادي تا يك دهم ميليمتر دارند، ولي رطوبتي كه اطراف آنرا احاطه كرده به مرور باعث رشد كريستالها ميشود تا جائي كه براي ما نيز قابل ديد ميشوند. اين بلورها در هنگام تجمع مقدار زيادي هوا نيز در بين خود ذخيره ميكنند و سپس با افزايش وزن و در اثر جاذبه، آرام آرام به سوي سطح زمين سرازير ميشوند. خوب، هماكنون برف ميبارد... و يا بارش قطع شده و برف تازه و جديد همه جا را پوشانده است. رنگ برف به ظاهر بايد برف شفاف و بيرنگ باشد، زيرا از آب منجمد شده يا يخ تشكيل شدهاست، ميدانيم كه رنگ اشياء در زماني كه نور به آنها ميتابد از تمام طول موجهاي جذب نشده ايجاد ميشود، به عنوان مثال زمين چمن، رنگ قرمز يا طول موج مربوط به رنگ قرمز را جذب كرده و رنگ سبز را منعكس ميكند. اشيائي كه تمام طول موجها را جذب ميكنند، مشكي يا رنگي و اشيائي كه هيچ يك از طول موجها را جذب نميكنند، سفيد رنگ هستند درست به سفيدي برف. پولكهاي برف هوا را در خود ذخيره ميكنند و به شكل بلورهاي يخ كه هر كدام مانند يك آئينه كوچك، نور را در تمام جهات منعكس ميكنند. از طرفي نيز با توجه به وجود فازهاي مختلف هوا- يخ، نور در حال عبور از اين فازها، به دفعات دچار شكست ميشود ولي چون جذبي صورت نميگيرد، تجمع تمام طول موجها، اعم از منعكس شده و يا عبور كرده، رنگ سفيد كه در واقع همان "بيرنگي" ميباشد را به طور كامل به نمايش ميگذارد. اين پديده در كف صابون نيز مشاهده ميشود، كف صابوني كه اگر هوا درون آن نباشد حتما شفاف و بيرنگ خواهد بود پس اين هوا است كه در اينگونه موارد، در برف و در كف صابون نقش آفريني ميكند. اما زماني كه سطح زمين كاملا از برف پوشيده شده است ،رفلكسيون كامل نور صورت ميگيرد و درست به همين دليل است كه در صورت قرار گرفتن در چنين وضعي، يعني در ميان برف ها، چشمها در وحله اول و همچنين پوست پوشانده نشده آسيب فراوان ميبيند و اين امر بخصوص زماني صادق است كه "برف نو و جديد" روي زمين باشد، زيرا كه "برف كمي كهنه شده" در اثر وجود ذرات معلق در هوا و همچنين محصولات خروجي از دود كشها و اگزوزها، سفيدي كامل خود را از دست داده و به لحاظ انعكاس نور، ضعيف تر عمل ميكند. از اين گذشته در برف "كهنه" مقداري از سطح برف ذوب شده و با سرد شدن مجدد يخ ميزند و چون درون اين يخ جديد هوا وجود ندارد از شدت رفلكسيون نيز كاسته ميشود و به همين دليل است كه كوههاي يخي كه از يخ بسيار فشرده تشكيل شدهاند، بيشتر به رنگ آبي روشن هستند تا سفيد ، زيرا كه يخ به تنهائي فقط نور آبي را منعكس ميكند. پس كوههاي يخ، هرچه فشرده تر باشند به همان نسبت نيز "آبيتر" ديده ميشوند.
البته در برخي از موارد هم كوههاي يخي بيشتر به رنگ سبز هستند كه علت آن به طور دقيق مشخص نيست اما برخي كارشناسان معتقدند كه رنگ سبز در كوه هاي يخي بيشتر ناشي از وجود ذرات محبوس درون آن است.
پوست بدن و موي سر در رنگ هاي گوناگون ، زماني تنها وسيله دفاعي انسان در برابر پرتوهاي مافوق بنفش بوده اند. اما هيچ كس از ريشه و سابقه دقيق موي قرمز خبري ندارد. يك تئوري اين است كه ژن هايي كه سبب قرمزي مو و كك و مك پوست مي شوند، درمقايسه با ژن هاي خاص ديگر رنگ ها ، بيشتر دچار جهش شده اند. در شرايط اقليمي گرم تر، جايي كه مو و پوست عامل دفاعي مهمي در مقابل پرتوهاي ما فوق بنفش هستند، اين ژن ها تحت قواعد تنظيم بسياردقيق وسخت ژنتيكي قرار داشته اند. اما از زماني كه انسان دست به مهاجرت به شرايط اقليمي سردتر زد، اين ژن هاي طبيعي شروع به جهش كردند. اين امر مي تواند توضيحي براين باشد كه چرا يكي ازعلايم اصلي شناسايي وايكينگ ها زلف قرمزشان بوده است. موي قرمز معمولاً زبرتر از موي هاي رنگ ديگر است، افراد علاوه ، مو قرمز در مقايسه با صاحبان موهاي رنگ ديگر، يك سوم تارموي كمتر دارند. يعني درجايي كه به طورعادي 000/150 تار مو در سر وجود دارد، افرادي كه موي قرمز دارند فقط 000/100تار مو دارند. يك توضيح اين اختلاف اين است: مويي كه به عنوان عامل حفاظت در برابر پرتوهاي خورشيدي عمل مي كند، به علت تنكي اجازه مي دهد كه نور طبيعي تا حد ممكن به پوست سر برسد.
دوشنبه، 17 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
- 11:06 AM
امان از دست انيشتين و دوستانش!
اینشتین ، راننده خوب و مورد اعتمادی داشت که همیشه همراهش بود . او نه تنها راننده اش بود ، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها ، در میان شنودگان می نشست و به سخنرانی های علمی اینشتین با دقت گوش می داد و بیشتر آنها را حفظ می کرد .
یک روز اینشتین در حالی که می خواست برای سخنرانی به یک دانشگاه برود ، با صدای بلند از راننده پرسید : چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش حس کرد که اینشتین خیلی خسته شده ، برای همین به او پیشنهاد داد آنها جایشان را عوض کنند و او به جای اینشتین سخنرانی کند و سپس ایشتین به عنوان راننده او را به خانه بازگرداند .
عدم شباهت آنها مسئله ی مهمی نبود چون ایشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و به دلیل این که کسی عکس های زیادی از او ندیده بود ، در دانشگاهی که برای سخنرانی می رفت ، کسی او را به قیافه نمی شناخت و نمی توانست قیافه اش را تشخیص دهد .
او قبول کرد ، اما کمی نگران بود . اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود ، او چه پاسخی خواهد داد؟
به هر حال سخنرانی به صورتی عالی انجام شد ، ولی تصور ایشتین درست از آب در آمد .دانشجویان در پایان سخنرانی راننده ، سوالات خود را مطرح کردند . در این موقع راننده با زیرکی گفت : سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده ی من نیز نی تواند به آنها پاسخ گوید . سپس انیشتین از میان حضار برخاست و به راحتی به سوالات پاسخ داد و این باعث شگفتی و تعجب دانشجویان شد !
دوشنبه، 10 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت
- 8:20 PM
نرم افزار نجومی
سلام. با توجه به اینکه این روزا نرم افزار طرفدار بیشتری داره! این هفته رو کلا به نرم افزار اختصاص دادم. نظر شما دوستان خوبم خیلی میتونه کمکم کنه.موفق باشید. و اما برنامه امروز...
برنامه شبیه ساز منظومه شمسی -خورشید و ماه ( همراه اهله قمر) سیارات -عطارد(همراه فاز های مختلف آن) -زهره (همراه فاز های مختلف آن) -مریخ -مشتری(و چهار قمر گالیله ای آن) -زحل(به همراه وضعیت حلقه های آن) محاسبه زمان طلوع و غروب این اجرام به همراه جایگاه آنها در صورت های فلکی خاص و همچنین پیش بینی زمان ظهور دنباله دار ها به همراه تقویم نجومی
نجوم محاسباتی مناسب منجمان آماتور برای رصد آسمان شب. حجم : ۳.۶۰ مگابایت
یکشنبه، 5 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت
- 2:48 PM
آلبرت و عجايب زندگی اش!
آلبرت انيشتين نابغهي علم فيزيك دنيا بوده است، نابغهاي كه پس از مرگش مغز او را درآوردند و در موزههاي مختلف به نمايش گذاشتند. آلبرت پسري بود كه در دوران نوجواني جزء شاگردان تنبل مدرسهاش بود و حتي معلمانش، اميدي نداشتند كه او ديپلم بگيرد چه برسد به اينكه او بتواند مدارج بالاي علمي را طي كند... او در زندگياش آدم عجيبي بوده، تا جايي كه از او به عنوان فردي شگفتانگيز ياد ميكنند.من مطلبی درباره خصوصیات پنهان مانده شخصیت و زندگی او در سایتی دیدم که در مورد درستیش ۱۰۰٪ مطمئن نیستم. ولی خواندن آنها میتواند جالب باشد.هشت موضوع شگفتانگيز از زندگي آلبرت انيشتين:
1- در زمان تولد سر بزرگي داشت. وقتي انيشتين به دنيا آمد، خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور ميكرد، فرزندش ناقص است، اما بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه طبيعي بازگشت.
2- حافظهاش خوب نبود مطمئنا انيشتين ميتوانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند، اما براي به يادآوري چيزهاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشت. او يكي از بدترين اشخاص در به يادآوردن سالروز تولد افراد خانوادهاش بود...